امتحان یا همان آش کشک خاله
«کی میشه امتحان ندیم؟» این جمله را سید رسول قبل از خداحافظیاش گفت. سید رایجترین میهمان اتاق ماست که معمولاً برای رفع اشکال پیش بابک میآید و فردا هم گویا امتحان دارد. نیم ساعت قبل از آمدنش زنگ زده بود که ببیند بابک بعد از نماز صبح بیدار است یا نه. البته این مسئله بدیهی است که دانشجو جماعت، هر چقدر هم که کوشا باشد، بعد از نماز صبح خواب است حتی اگر نماز هم خوانده باشد. اما سؤالش سؤال جالبی بود. به خاطر ندارم که در دوره کارشناسی و قبلتر از آن این سؤال را از خودم پرسیده باشم اما در کارشناسی ارشد از خودم پرسیدهام. «کی می شه امتحان ندیم؟» جوابش آن زمان این بود که اگر دکترایی در کار باشد در آن دوره احتمالاً از امتحان خبری نیست. البته فارغ از امتحان جامع دکتری که حکم یوم الحساب را دارد. اما امشب روی میز کتاب Galaxies in the Universe و برگههایی از جزوه و سؤالهای حل شده کتاب پخش شده. من ترم یک دکتری هستم؛ دیروز امتحان دادم و فردا امتحان دارم.

welcome back!
and good luck on your exams!
متشکرم
امیدوارم خداوند به مجاهدین عرصه فیلتر شکنی جزای خیر دهد. دل خودم هم برای وبلاگم تنگ شده بود!